به گزارش سایت خبری تحلیلی ذاکرنیوز به نقل از خبرنگار مهر، گروه هنر خبرگزاری مهر قصد دارد در طول ایام نوروز، به سراغ یک چهره تئاتری برجسته که در سال ۱۴۰۳ با اثر نمایشی موفقی روی صحنه رفته است، برود. همچنین در گزارش های پیش رو به هنرمندان جوانی نیز میپردازیم که در سال گذشته در تئاتر ایران خوش درخشیدند و نمایش هایی را به صحنه بردند که هم مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و هم منتقدان به آن روی خوش نشان دادند.
در این گزارش به سراغ نمایش «شبیه شبیه آنتیگون» به کارگردانی نسیم ادبی و ندا شاهرخی رفتیم.
نمایش « شبیه شبیه آنتیگون» به نویسندگی عنایت الله خادمبشیری و کارگردانی نسیم ادبی و ندا شاهرخی از ۲۵ مرداد تا ۲۲ شهریور در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه رفت و با استقبال مطلوب مخاطبان و منتقدان طرف بود.
نسیم ادبی؛ از تجربههای متعدد تا « شبیه شبیه آنتیگون»
نسیم ادبی بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایران، در ۱۶ شهریور ۱۳۵۵ در تهران متولد شد. او تحصیلات خود را در رشته بازیگری به پایان رساند و کار حرفهای خود را با حضور در صحنههای تئاتر آغاز کرد. نسیم ادبی با حضور در نمایشهای مختلف، توانست جایگاه خود را در این عرصه تثبیت کند و به تدریج وارد دنیای سینما و تلویزیون شود. از آثار نمایشی او میتوان به نمایشهایی چون «معرکه در معرکه»، «گور خوابها»، «من کجا، عشق کجا» و ... اشاره کرد. او همچنین در زمینه آموزش هنر تئاتر فعالیت دارد و تجربیات خود را به علاقهمندان این رشته منتقل میکند.
ندا شاهرخی؛ از پاریس تا تالار مولوی
ندا شاهرخی، نویسنده، کارگردان تئاتر، دکترای تئاتر در دانشگاه پاریس ۸ فرانسه، از چهرههای فعال در عرصه هنرهای نمایشی است. وی به عنوان مدیر آموزش مدرسه تئاتر خانه هنر خرد و موسسه فرهنگی هنری فانوس هنر پارس، حضور مستمری داشته است.
شاهرخی تجربههای متعددی در کارگردانی تئاتر دارد و نمایشهای متعددی را در سطح بینالمللی ارائه کرده است. نمایش «مار و پله» بهصورت عمومی در خانه هنرمندان ایران اجرا شد و نمایش چندزبانه «آخرین بار کجا دیدمش» در جشنواره دو هفته فرهنگ ایران و فرانسه (استراسبورگ) به نمایش درآمد. همچنین، نمایش «سه نقطه» که در جشنواره Les fous de la remp در فرانسه (در شهرهای کان، پاریس و استراسبورگ) و جشنواره High fest ارمنستان اجرا شد، از آثار مهم وی به شمار میرود.
«آنتیگونه»؛ یک اثر تمام نشدنی
این نمایش بر مبنای نمایشنامه کهن یونانی «آنتیگونه» نوشته سوفکل نگارش شده است و رویکردی تازه را به خود تخصیص داده است، در این اثر ما با روایتی که درونمایه خود را از سوفکل میگیرد مواجه هستیم، اما میکوشد که در کنار این تراژدی نامآشنا به بیان حرفهای تازهای درخور امروزه روز ایران بزند. این امر در تراژدیهای یونان باستان تطبیقپذیر تر از آثار مدرن است، زیرا تراژدیهای آن زمان از حیث روایی، دارای قابلیتهای بسیاری است که دست هر کارگردانی را که قصد کار کردن یک اثر اینچنینی را دارد باز میگذارد، به عبارت بهتر به دلیل جهان شمولتر بودن آثار تراژیک یونان باستان، کارگردان، بازنویس و یا دراماتورژ میتواند با تغییرات محدود به انضمام حفظ درونمایه اثر، در قالب جدید به بیان حرفهای متفاوتی بپردازد؛ از این بابت میتوان انتخاب ۲ کارگردان این نمایش را انتخاب سنجیدهای معنا کرد.
قرابت آدمهای عادی با آنتیگون؛ آغاز تفاوت
«شبیه شبیه آنتیگون» در داستان همانطور که از اسمش پیداست در امتداد مسیر نمایشنامه اصلی حرکت میکند. روایتی کلاسیک که از شاهپیرنگ بهره میگیرد و مخاطب با دقت به صحنههای طراحی شده، قصه را به میزان حداکثری درک و دریافت میکند. «آنتیگونه» سوفکل اثری است که تراژدی بودن آن در تحلیل به سادگی قابل اثبات است و ساختمان و ساختار روایی که دارد هر مخاطبی را که با اولیهترین اصول نقد و تحلیل آشنا است اغنا میکند.
در توضیح داستان این نمایش آمده است که «ما مردم معمولی، شبیهِ شبیهِ آنتیگون هستیم!» از همین نقطه است که کار نمایش «شبیه شبیه آنتیگون» با نمایشنامه سوفکل به پایان میرسد. در تراژدیهای سوفکل و به عبارت بهتر در تمامی تراژدیهای یونان باستان قهرمان اثر که در این نمایشنامه «آنتیگونه» است ویژگیهایی دارد که او را از مردم عادی بالاتر قرار می دهد. اصولا کاراکترهای محوری در تراژدی از مردم عادی جایگاه و یا ویژگیهای رفیعتری را دارا هستند که این دقیقا نقطه مقابل آثار کمدی است. در واقع عمدتا کاراکتر از جایگاه مخاطب سطح فروتری دارد و در ملودرام است که مخاطب و کاراکتر در یک سطح قرار میگیرند.
پس میتوان نتیجه گرفت که «شبیه شبیه آنتیگون» در ژانر اثر مادر، تحولی ایجاد میکند و آنتیگون بدل به صدای تمام زنان دوره خود میشود که این موضوع با اثر سوفکل از این حیث، متفاوت است.
در این نمایش شیوه اجرایی از نکات شایسته توجه است، زیرا این نمایش، اجرایی معاصر با استفاده از الگوی تعزیه از تراژدیِ مشهور یونانی «آنتیگونه» دارد. این گام ارزشمند است، زیرا تثبیت کننده قدرت الگوی نمایش تعزیه است و میتواند نقطه آغاز، تفکری برای دیگر کارگردانان تئاتر در ایران باشد که از این الگو در آثار متعددی ورای نمایش ایرانی بهره بگیرند.
بازیگرانی که بیرونزدگی ندارند!
گروه بازیگران این نمایش همه در سطح و اندازه نقش هستند و هیچ بیرون زدگی و یا زیادهروی توسط هیچکدام از بازیگران دیده نمی شود؛ باتوجه به اینکه گروه بازیگران از هنرجویان این ۲ کارگردان هستند اما سطح کیفی بازیها از جهت شناخت کاراکتر و تحلیل نقش و بهرهگیری از تکنیک، در متر و معیار بازیگری در رده هنرجویی قرار نمیگیرد و این حاصل پشتکار فردی و گروهی و مخصوصا هدایت صحیح کارگردانان این نمایش است.
بهره گیری از بعد کلاسیک روایت در طراحی صحنه و نور
طراحی نور و صحنه نیز از بعد کلاسیک روایت، بهره میگیرد و به همان میزان میکوشد که فضاسازی صحیحی را از قصه بازتاب دهد که در حد و اندازه خود موفق است و باتوجه به هزینههای سرسامآور طراحی و ساخت دکور، جای قدردانی دارد که هنوز این گروه هنری در تولید این نمایش، دکور را به دلیل فراهم نبودن مسائل اقتصادی حذف نکردند.
در کل «شبیه شبیه آنتیگون» به عنوان نمونه درخوری در دسته آثار اقتباسی، قرار می گیرد که حاکی از شناخت صحیح نویسنده از موضوع اقتباس و برداشت و پس از آن کارگردانان در پرداخت به روایت است.